صبح وطن- شهاب ربیعی ؛ تجربه درک عمیق مذهبی و هویتی از جامعه در محضر پدر که پیوند بازار و مسجد و حوزه بود، از او سیاستمداری اصولی با مشی اصلاح طلبی ساخته است. این پیشینه باعث شد که محمد درافشانی حتی در جوانی و با وجود نزدیکی به بخشی از جریان اصلی سیاست، از مدار ملاحظه و خرد خارج نگردد و در میدان عمل هیچگاه به آفت تندروی و کند روی دچار نشود؛ راهبردی که در روش مدیریتی او در سازمان فرهنگی و به ویژه در دوره سرپرستی شهرداری قزوین به وضوح هویدا بود.
او امروز با نگاهی متفاوت، از ضرورت بازتعریف رسالت رسانه، عبور مدیریت شهری از «پروژهمحوری» به «مسئلهمحوری» و لزوم تصمیمی راهبردی برای آینده قزوین سخن میگوید؛ از آب و محیطزیست و توسعه صنعتی تا اشتغال، مهاجرت نخبگان و کیفیت زندگی شهروندان.
این پیشکسوت رسانه در بخش دیگری از این گفتوگو، بیپرده درباره وضعیت رسانههای استان، بحران اعتماد، ضرورت مطالبهگری و فاصله گرفتن رسانهها از جلسهمحوری سخن میگوید و تأکید دارد رسانهای که فقط اخبار و سخنان مسئولان را بازتاب دهد، به تدریج مرجعیت خود را از دست خواهد داد.
محمد درافشانی، فعال اجتماعی و فرهنگی، روزنامهنگار، پیشکسوت رسانه، مدیر اجرایی و فعال سیاسی، در گفتوگویی صمیمی و اختصاصی با روزنامه «صبح وطن» قزوین، از ریشههای شکلگیری نگاه سیاسی و اجتماعی خود، تجربه بیش از دو دهه فعالیت رسانهای، روزهای دشوار «تابان»، تجربه مدیریت شهری، نقد وضعیت امروز قزوین و توصیههایش به نسل جدید مدیران، فعالان سیاسی و روزنامهنگاران سخن گفته است؛ گفتوگویی که در آن، گذشته و آینده قزوین در کنار هم به روایت درآمده است.
سیاست را از پدر آموختم رسانه را خودم زندگی کردم
صبح وطن – از خانواده و فعالیتهای خیریه مرحوم پدرتان شروع کنیم؛ این پیشینه چه تأثیری بر نگاه اجتماعی و مدیریتی شما گذاشت؟
با توجه به اینکه در خانوادهای مذهبی و انقلابی چشم به جهان گشودم از همان دوران نوجوانی با آموزههای دینی، ارزشهای انقلاب اسلامی و فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی مأنوس شدم.
قطعاً تأثیرپذیری من از پدرم انکارناپذیر است. ایشان از مبارزین قبل از انقلاب و از خیرین آن دوران بودند. من نوجوان بودم که جلسات سیاسیِ در منزل ما، با حضور چهره هایی مثل حاج شیخ حسین و حاج شیخ قدرت اله علیخانی، مرحومان حاج آقا فیاضی، حاج آقا اصفهانی، حاج آقا مافی و حاج حسین خاکساران و تعدادی دیگر از فعالین مذهبی و سیاسی برگزار می شد.
من آن موقع با توجه به سن کمی که داشتم از آن جلسات تحلیل نداشتم، اما فضا، نگاهها و دغدغه ها در وجودم نشست. همان جلسات، نقشه راهِ آینده من شد یادم میآید که برای مراسمات عزاداری به دعوت مرحوم پدرم آقای ناطق نوری، شهید مطهری و مرحوم فلسفی برای سخنرانی به قزوین دعوت می شدند و حضور این شخصیت ها و این گونه مراسمات، در آینده سیاسی و اجتماعی بنده تاثیر فراوانی داشت.
جلسات سیاسی و اجتماعیِ پدرم با آیت الله موسوی خویینی ها، مرحوم باریک بین، آقای حاج شیخ قدرت الله علیخانی و جمعی از فعالان مبارز بازار به طور مرتب انجام می گرفت. اینها فعالین سیاسی بازار بودند که با طیف روحانیون و مبارزین ارتباطی تنگاتنگ و مستمر داشتند.
آشنایی من با جناب حاج شیخ قدرت الله علیخانی به همان دوران برمی گردد، اما همکاریِ مستمر بنده با ایشان از سال ۶۳ آغاز شد. ابتدا به عنوان مسئول روابط عمومیِ کمیته انقلابِ زنجان مشغول شدم و چند سالی در آنجا فعالیت کردم. بعد از ادغامِ تشکیلات، از نیروی انتظامی جدا شدم، اما ارتباط من با آقای علیخانی و پسرشان محمدآقا همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال ۷۹ ، با محمد آقا تصمیم به اخذ مجوز هفته نامه گرفتیم و نهایتاً در سال ۸۱، هفته نامه تابان را راه اندازی کردیم.
واقعاً شرایط آسانی نبود. اما ما با پشتکار توانستیم هفته نامه را اداره کنیم. حتی در دورانی که مدیرعامل سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری و بعداً سرپرست شهرداری شدم، هیچگاه فعالیت رسانه ای خود را متوقف نکردم و همکاری با روزنامه ایران و مجموعه تابان ادامه داشت.

حمله با کوکتل مولوتف هم نتوانست چراغ «تابان» را خاموش کند
یک خاطره تلخ از آن سالها دارم، شبی حدود یک و نیم تا دو نیمه شب، وقتی برای استراحت کوتاهی به خانه رفته بودم، بچه های دفتر زنگ زدند که کوکتل مولوتف به دفتر هفته نامه پرتاب کرده. خوشبختانه به خاطر توری بودن پنجره ها، آتش سوزیِ جدی رخ نداد و فقط خسارتِ جزئی داشت. ولی پیش از آن چند بار تهدید تلفنی شده بودیم و ما هم به مراجع قانونی گزارش داده بودیم، اما اراده ای برای پیگیری وجود نداشت؛ چون فضای آن سالها، به ویژه برای رسانههای اصلاحطلب، بسیار سخت بود.
خلاصه بنده با بیش از ۲۵ سال سابقه فعالیت در عرصه رسانه در هفته نامه تابان، روزنامه ایران ، آرمان میهن و در حوزه فرهنگ، مدیر عامل سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری قزوین همواره تلاش کردم با نگاه مسئولانه، تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور را تحلیل نمایم.
صبح وطن- تجربه حضور در «تابان» و روزنامه «ایران» چه تصویری از جایگاه و مسئولیت رسانه در ذهن شما ایجاد کرد؟ و به نظر شما رسالت اصلی رسانه چیست و نقاط ضعف و قوت رسانه های استان را بفرمایید.
تجربه حضور در «تابان» و سپس روزنامه «ایران» برای من این تصویر را ایجاد کرد که رسانه صرفاً یک مجموعه برای تولید و انتشار خبر نیست، بلکه یکی از مهمترین نهادهای اثرگذار بر افکار عمومی و سرمایه اجتماعی جامعه است. رسانه اگر بخواهد جایگاه واقعی خود را حفظ کند، باید هم چشم جامعه باشد، هم صدای مردم و هم پل ارتباطی میان مردم و مسئولان.
به اعتقاد من، مهمترین رسالت رسانه در شرایط امروز، «حقیقتجویی، مطالبهگری و ایجاد اعتماد» است. مخاطب امروز به دلیل دسترسی گسترده به شبکههای اجتماعی و منابع متعدد خبری، دیگر صرفاً مصرفکننده خبر نیست؛ او خبر را مقایسه میکند، درباره آن قضاوت میکند و حتی در تولید و بازنشر محتوا نقش دارد. بنابراین رسانه رسمی زمانی میتواند مخاطب خود را حفظ کند که خبر دقیق، معتبر و بهموقع ارائه دهد و در کنار اطلاعرسانی، تحلیل و روایت درست از مسائل جامعه را نیز بر عهده بگیرد.
رسانههای قزوین از اتاق جلسات بیرون بیایند؛ مردم را روایت کنند
از نگاه من، رسانه باید در کنار بیان دستاوردها، مشکلات و مطالبات مردم را نیز بدون تعارف و البته منصفانه مطرح کند. رسانهای که فقط به انعکاس اخبار رسمی و سخنان مسئولان بپردازد، به تدریج بخشی از مخاطبان خود را از دست خواهد داد. در مقابل، رسانهای که بتواند مسائل واقعی مردم را شناسایی کند، برای آنها روایت دقیق ارائه دهد و پاسخ مسئولان را مطالبه کند، میتواند مرجعیت خود را حفظ کند.
در استان قزوین، خوشبختانه ظرفیتهای رسانهای قابل توجهی وجود دارد. حضور خبرنگاران و فعالان رسانهای باسابقه، وجود رسانههای محلی و خبرگزاریهای فعال و همچنین ظرفیت بالای استان در حوزههای صنعت، کشاورزی، گردشگری، دانشگاهی و فرهنگی، فرصت بسیار خوبی برای تولید محتوای حرفهای ایجاد کرده است. یکی از نقاط قوت رسانههای استان، شناخت نزدیک آنها از مسائل و ظرفیتهای محلی است؛ موضوعی که رسانههای ملی همیشه از آن برخوردار نیستند.
در عین حال، رسانههای استان با چالشهایی نیز مواجهاند. یکی از مهمترین ضعفها، فاصله گرفتن بخشی از تولیدات رسانهای از نیاز واقعی مخاطب است. گاهی حجم قابل توجهی از اخبار به جلسات، انتصابات و برنامههای رسمی اختصاص پیدا میکند، در حالی که مخاطب بیش از اینها به گزارشهای میدانی، مسائل اجتماعی، اقتصاد خانواده، مشکلات تولید، محیط زیست، فرهنگ، جوانان و آینده استان نیاز دارد.
بحران رسانه بحران اعتماد است
به نظرم ضعف دیگر، کمبود گزارشهای عمیق، تحقیقی و تحلیلی است. امروز صرفاً سرعت انتشار خبر مزیت رسانه محسوب نمیشود؛ چراکه خبر در کسری از ثانیه در شبکههای اجتماعی منتشر میشود. مزیت اصلی رسانه حرفهای باید در «راستیآزمایی، تحلیل، روایت و تولید محتوای متمایز» باشد.
از سوی دیگر، رسانههای استان باید بیش از گذشته به سمت استفاده از ظرفیتهای رسانههای نوین حرکت کنند. روزنامه و خبرگزاری همچنان جایگاه مهمی دارند، اما شکل مصرف خبر تغییر کرده است. رسانه امروز باید بتواند یک موضوع را در قالب خبر، گزارش، ویدئو، پادکست، اینفوگرافیک و محتوای شبکههای اجتماعی روایت کند و برای هر گروه از مخاطبان، زبان مناسب خودش را داشته باشد.
در نهایت معتقدم آینده رسانه متعلق به رسانهای است که «مخاطب» را بشناسد، اعتماد او را جدی بگیرد و برای وقت و شعور مخاطب احترام قائل باشد. رسانه باید مستقل از هیاهو، دقیق در خبر، شجاع در مطالبهگری و منصف در قضاوت باشد. اگر بتوانیم اعتماد مخاطب را حفظ کنیم، حتی در عصر شبکههای اجتماعی نیز رسانه حرفهای همچنان مرجع و اثرگذار خواهد بود.

مدیریت شهری قزوین باید از پروژهمحوری به مسئلهمحوری عبور کند
صبح وطن – فعالیت در سازمان فرهنگی شهرداری چه نگاهی درباره نقش فرهنگ در مدیریت شهری به شما داد؟
در دوره سرپرستی شهرداری قزوین، مهمترین چالش مدیریت شهری چه بود و امروز چه نقدی به مدیریت شهری قزوین دارید؟
فعالیت در سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری قزوین در سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، نگاه من به مدیریت شهری را تا حد زیادی تغییر داد. پیش از آن ممکن بود فرهنگ را بیشتر به عنوان مجموعهای از برنامهها، جشنوارهها، مناسبتها و فعالیتهای فرهنگی ببینیم، اما تجربه حضور در مدیریت شهری به من نشان داد که فرهنگ در واقع یکی از پایههای اصلی حکمرانی شهری است.
شهر فقط خیابان، پل، ساختمان و پروژه عمرانی نیست؛ شهر مجموعهای از انسانها، خاطرات، هویت، سبک زندگی، روابط اجتماعی و سرمایههای فرهنگی است. بنابراین اگر در یک شهر بهترین پروژههای عمرانی را هم اجرا کنیم، اما احساس تعلق شهروندان به شهر افزایش پیدا نکند، سرمایه اجتماعی تقویت نشود و مردم در فرآیندهای شهری خود را سهیم ندانند، نمیتوان گفت به مدیریت شهری مطلوب دست پیدا کردهایم.
فرهنگ، حاشیه مدیریت شهری نیست؛ یکی از پایههای حکمرانی شهر است
در آن سالها برای من روشن شد که سازمان فرهنگی شهرداری نباید صرفاً متولی برگزاری مراسم و برنامههای مناسبتی باشد. این سازمان میتواند در حوزههایی مانند افزایش نشاط اجتماعی، تقویت هویت شهری، توجه به کودکان و نوجوانان، حمایت از هنرمندان، حفظ میراث فرهنگی، توسعه فرهنگ شهروندی و حتی کاهش آسیبهای اجتماعی نقش جدی ایفا کند.
به نظرم یکی از مهمترین موضوعات، پیوند میان فرهنگ و سایر حوزههای مدیریت شهری است. برای مثال، وقتی یک بوستان احداث میشود، موضوع فقط ساخت یک فضای سبز نیست؛ باید دید چگونه میتوان آن فضا را به محیطی برای تعامل اجتماعی، ورزش، نشاط و فعالیت فرهنگی تبدیل کرد. یا وقتی یک پروژه شهری اجرا میشود، باید به این فکر کرد که چه تأثیری بر زندگی و هویت محله و احساس تعلق ساکنان آن دارد.
مهمترین چالش در دوره سرپرستی شهرداری در سال ۱۳۹۸
در دورهای که در سال ۱۳۹۸ سرپرستی شهرداری قزوین را بر عهده داشتم، یکی از مهمترین چالشها، ایجاد هماهنگی و ثبات در مدیریت شهری و در عین حال پیشبرد امور جاری و مطالبات شهروندان بود. شهرداری یک سازمان بزرگ و چندلایه است و تصمیمهای آن مستقیماً با زندگی روزمره مردم ارتباط دارد؛ بنابراین حتی در دورههای انتقال مدیریتی نیز نباید امور شهر متوقف شود.
در آن مقطع، تلاش ما این بود که ضمن حفظ روند خدماترسانی، مسائل و پروژههای شهری را با نگاه کارشناسی دنبال کنیم و اجازه ندهیم حاشیههای مدیریتی بر کار اصلی شهرداری غلبه کند.
به اعتقاد من، یکی از درسهای مهم آن دوره این بود که مدیریت شهری بیش از هر چیز به ثبات، برنامهریزی، اولویتبندی و تصمیمگیری شفاف نیاز دارد. شهرداری نباید صرفاً بر اساس مسائل روزمره اداره شود. اگر مدیریت شهری برنامه بلندمدت نداشته باشد، ممکن است منابع زیادی صرف پروژههایی شود که الزاماً مهمترین نیاز شهر نیستند.
صبح وطن- دیدگاه نقادانه امروز شما نسبت به مدیریت شهری قزوین چیست؟
اگر بخواهم امروز و با فاصله گرفتن از فضای مدیریتی آن دوره نقدی داشته باشم، مهمترین نقد من این است که مدیریت شهری قزوین باید بیش از گذشته از «پروژهمحوری» به سمت «مسئلهمحوری» حرکت کند.
ما باید ابتدا بپرسیم مهمترین مسائل شهر قزوین چیست و سپس منابع و توان مدیریتی را برای حل آنها بسیج کنیم. ترافیک، حملونقل عمومی، بافت فرسوده، ساماندهی حاشیه شهر، محیط زیست، فضای سبز، مدیریت پسماند، نشاط اجتماعی، هویت تاریخی شهر و کیفیت زندگی شهروندان، موضوعاتی هستند که نیازمند برنامههای مستمر و بلندمدتاند.
البته این نقد به معنای نادیده گرفتن اقدامات و تلاشهای مدیران شهری نیست. مدیریت شهری قزوین در دورههای مختلف خدمات و پروژههای قابل توجهی داشته است، اما معتقدم امروز باید یک گام فراتر برویم و موفقیت مدیریت شهری را فقط با تعداد پروژههای افتتاحشده نسنجیم.
شاخص اصلی موفقیت باید این باشد که زندگی شهروندان چقدر بهتر شده است
به نظرم شهر قزوین از ظرفیتهای بسیار بزرگی برخوردار است؛ از هویت تاریخی و فرهنگی گرفته تا ظرفیتهای گردشگری، دانشگاهی و اجتماعی. اگر این ظرفیتها در کنار برنامههای عمرانی قرار بگیرند، میتوان شهری ساخت که هم از نظر کالبدی توسعهیافته باشد و هم از نظر فرهنگی و اجتماعی پویا.
یکی دیگر از نقدهای من، ضرورت تقویت ارتباط مدیریت شهری با مردم است. امروز شهروندان انتظار دارند بدانند چرا یک پروژه اجرا میشود، هزینه آن چقدر است، چه اولویتی دارد و چه زمانی به نتیجه میرسد. شفافیت و گفتوگو با مردم نهتنها یک ضرورت مدیریتی، بلکه یک سرمایه اجتماعی برای شهرداری است.
قزوین سند توسعه میخواهد؛ نه برنامهای که در قفسه ادارات خاک بخورد
صبح وطن – با توجه به تجربهتان در سیاست، رسانه، فرهنگ و مدیریت شهری، مهمترین مسئلهای که امروز باید در قزوین برای آن تصمیم جدی گرفت چیست؟
به نظر من امروز مهمترین تصمیمی که باید در قزوین گرفته شود، تصمیم درباره مدل توسعه استان و تعیین اولویتهای واقعی آن است. ما نمیتوانیم همزمان در همه حوزهها با یک شدت و یک اولویت حرکت کنیم. قزوین باید تکلیف خود را با آیندهاش روشن کند.
قزوین از ظرفیتهای بسیار ارزشمندی برخوردار است؛ صنعت، کشاورزی، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی، میراث فرهنگی و نزدیکی به تهران. اما سؤال این است که چگونه میخواهیم این ظرفیتها را به یک مزیت پایدار برای زندگی مردم تبدیل کنیم.
به اعتقاد من، باید یک سند واقعی و اجرایی برای آینده قزوین تدوین شود؛ نه سندی که در قفسه ادارات بماند، بلکه برنامهای که چند اولویت مشخص داشته باشد و همه مدیران استان، صرفنظر از گرایش سیاسی، خود را موظف به اجرای آن بدانند.
در این میان، مسئله آب و محیط زیست جایگاه ویژهای دارد. نمیتوانیم توسعه صنعتی و کشاورزی را بدون توجه به منابع آبی دنبال کنیم. اگر امروز درباره الگوی مصرف آب، توسعه کشاورزی، استقرار صنایع، حفظ منابع طبیعی و توسعه شهری تصمیم درست نگیریم، ممکن است بخشی از مشکلات امروز در آینده به بحرانهای بسیار بزرگتری تبدیل شود.

قزوین باید تکلیف خود را با آیندهاش روشن کند
در کنار آن، قزوین باید از یک اقتصاد صرفاً متکی بر تولید به سمت تولید با ارزش افزوده، فناوری، دانشبنیان شدن و پیوند صنعت با دانشگاه حرکت کند. استان ظرفیت صنعتی بزرگی دارد، اما باید کاری کنیم که این ظرفیت برای جوان قزوینی شغل پایدار و برای استان درآمد و ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.
موضوع دیگری که نباید از آن غافل شویم، آینده شهر قزوین و رابطه آن با شهرستانها و روستاهای استان است. توسعه نباید فقط به مرکز استان محدود شود. اگر میان قزوین، شهرستانها و مناطق روستایی یک زنجیره توسعه متوازن ایجاد نکنیم، با تمرکز جمعیت، مهاجرت و افزایش مشکلات اجتماعی و شهری مواجه خواهیم شد.
بنابراین اگر بخواهم همه اینها را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: قزوین امروز بیش از آنکه به یک پروژه جدید نیاز داشته باشد، به یک تصمیم بزرگ درباره آینده خود نیاز دارد.
باید مشخص کنیم قزوین در افق ۱۰ تا ۱۵ سال آینده چه جایگاهی در اقتصاد کشور دارد، چه میزان جمعیت میتواند به شکل پایدار تحمل کند، منابع آبش چگونه حفظ میشود، صنعتش به کدام سمت میرود، کشاورزیاش چه الگویی خواهد داشت و برای ماندگاری و بازگشت جوانان و نخبگان چه برنامهای دارد.
اگر این تصمیم راهبردی گرفته شود، آن وقت میتوان بر اساس آن مدیر انتخاب کرد، بودجه تخصیص داد، پروژه تعریف کرد و حتی عملکرد مدیران را سنجید.
برای ماندن تلاش نکنید؛ برای اثرگذار بودن تلاش کنید
صبح وطن- امروز اگر بخواهید یک توصیه به مدیران و فعالان سیاسی و رسانهای جوان قزوین داشته باشید، چه میگویید؟
اگر امروز بخواهم یک توصیه به مدیران، فعالان سیاسی و رسانهای جوان قزوین داشته باشم، این است که برای ماندن تلاش نکنید؛ برای اثرگذار بودن تلاش کنید.
جوان بودن یک فرصت است، اما اگر با مطالعه، تجربهاندوزی، اخلاق حرفهای و شناخت واقعی مسائل جامعه همراه نباشد، خیلی زود به یک نقطهضعف تبدیل میشود. مدیر و فعال سیاسی جوان نباید تصور کند که با داشتن یک عنوان مدیریتی یا قرار گرفتن در یک جریان سیاسی به مقصد رسیده است. اتفاقاً از آنجا مسئولیت واقعی آغاز میشود.
به جوانان توصیه میکنم کمتر دنبال دیدهشدن و بیشتر دنبال یادگرفتن باشند؛ از مدیران باتجربه بیاموزند، اما اشتباهات نسلهای گذشته را هم تکرار نکنند. قزوین مسائل جدی و پیچیدهای دارد؛ از آب و محیط زیست و کشاورزی گرفته تا صنعت، اشتغال، سرمایهگذاری، حملونقل، توسعه شهری و مهاجرت نخبگان. فعال سیاسی جوان اگر برای این مسائل حرف و برنامهای ندارد، صرفاً با موضعگیری سیاسی نمیتواند آیندهساز باشد.
در مباحث مختلف رقیب باشید ولی دشمن نباشید؛ اختلاف سیاسی نباید به حذف نیروها برسد
به فعالان رسانهای جوان هم میگویم رسانه را ابزار تخریب افراد نکنند. اعتبار رسانه بسیار سخت به دست میآید و بسیار آسان از بین میرود. خبر را دقیق منتشر کنند، نقد را شجاعانه انجام دهند، اما انصاف را هم فراموش نکنند. اگر رسانهای به مخاطب احساس کند که واقعیت را فدای مصلحت سیاسی یا منافع فردی کرده، اعتمادش را از دست خواهد داد.
و یک توصیه مهمتر به همه آنها دارم با یکدیگر رقیب باشید، اما دشمن نباشید. اختلاف سیاسی طبیعی و حتی برای جامعه لازم است؛ آنچه خطرناک است تبدیل اختلاف سیاسی به کینه شخصی، حذف نیروها و تخریب سرمایههای انسانی استان است. نسل جوان قزوین اگر قرار است آینده استان را بسازد، باید هم شجاعت تغییر داشته باشد و هم تواضع یادگیری؛ هم مطالبهگر باشد و هم مسئولیتپذیر. آینده متعلق به کسانی است که برای آن برنامه دارند، نه کسانی که فقط درباره آن حرف میزنند.
جمعبندی خبرنگار
گفتوگو با محمد درافشانی، بیش از آنکه مرور یک کارنامه باشد، بازخوانی مسیری است که در آن سیاست، رسانه، فرهنگ و مدیریت شهری به هم گره خوردهاند. مسیری که از فضای سیاسی و اجتماعی دهههای گذشته آغاز شده و امروز به مجموعهای از دغدغههای مشخص درباره آینده قزوین رسیده است.
در این گفتوگو، تجربه رسانهای درافشانی صرفاً خاطرهای از سالهای فعالیت در «تابان» و «ایران» نیست؛ روایتی از دورانی است که فعالیت رسانهای هزینه داشت و حتی تهدید و حمله نیز نتوانست او را از ادامه این مسیر بازدارد. همین تجربه، نگاه او به رسانه را از «انتشار خبر» فراتر برده و به مفاهیمی چون اعتماد، مطالبهگری، دقت و مسئولیت اجتماعی رسانده است.
در حوزه مدیریت شهری نیز حرف اصلی او روشن است: شهر را نباید با تعداد پروژهها سنجید؛ باید دید این پروژهها چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کردهاند. این نگاه، نقدی صریح به رویکرد پروژهمحور و دعوتی به مسئلهشناسی، اولویتبندی و شفافیت در مدیریت شهری است.
اما شاید مهمترین بخش این گفتوگو، نگاه به آینده باشد؛ آیندهای که از نظر درافشانی نیازمند تصمیمهای بزرگ درباره مدل توسعه، آب و محیطزیست، صنعت، کشاورزی، اشتغال، مهاجرت نخبگان و جایگاه قزوین در اقتصاد کشور است. او معتقد است استان پیش از تعریف پروژههای تازه، باید بداند در یک دهه آینده قرار است چه جایگاهی داشته باشد.
در نهایت، این گفتوگو یک گزاره محوری را پیش روی مخاطب میگذارد: قزوین بیش از آنکه به تصمیمهای بیشتر نیاز داشته باشد، به تصمیمهای درستتر نیاز دارد. تصمیمهایی که پشتوانه برنامه داشته باشند، از روزمرگی عبور کنند و نتیجه آنها در زندگی مردم دیده شود.
و شاید همین نگاه، نقطه اتصال تمام تجربههای درافشانی باشد؛ رسانه برای حفظ اعتماد باید مسئولانه و مطالبهگر باشد، مدیریت شهری برای حفظ سرمایه اجتماعی باید پاسخگو و مسئلهمحور عمل کند و نسل جدید سیاستورزی نیز باید به جای سهمخواهی از آینده، مسئولیت ساختن آن را بپذیرد.