صبح وطن قزوین – شهاب ربیعی _ همزمان با ۱۷ مرداد روز خبرنگار روزنامه صبح وطن قزوین در راستای بررسی مشکلات فراروی اطلاعرسانی صحیح، رسالت اصلی خبرنگاری و واکاوی محاسن و معایب ابزارهای نوین خبری در عصر ارتباطات، به سراغ یکی از پیشکسوتان عرصه مطبوعات استان رفته ایم.
امیرعلی رضایی، روزنامهنگار و سردبیر باسابقه قزوینی، طی سالهای فعالیت خود در نشریات و پایگاههای خبری متعدد و همبن طور منتخب دوره اول و دوم خانه مطبوعات استان، همواره به صراحت کلام، استقلال رأی و پرهیز از وابستگیهای سیاسی و حزبی شناخته شده است.
نام او در جشنوارههای ملی و استانی در حوزههای تیتر، یادداشت و طنز مکتوب خوش درخشیده و بسیاری از فعالان رسانهای استان از او با عنوان «حرّ مطبوعات استان قزوین» یاد میکنند.
به همین مناسبت، صبح وطن در گفتوگویی تفصیلی با این پیشکسوت مطبوعاتی، به بررسی گذشته، حال و آینده رسانهها و مطبوعات در استان قزوین و کشور پرداخته است.
صبح وطن: جناب آقای رضایی، فعالیت خبری و رسانهای خود را از چه زمانی آغاز کردید و در چه رسانههایی حضور داشتید؟
بسمالله الرحمن الرحیم
وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت جنابعالی، همه همکاران گرامی و مردم بافرهنگ استان.
بنده از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۷۸ در کنار فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، گاهگاهی دست به قلم میشدم و مقالات اجتماعی و سیاسی در ولایت قزوین مینوشتم؛ اما از سال ۱۳۸۱، کار رسانهای را بهصورت حرفهای و بهعنوان سردبیر هفتهنامه طلوع قزوین آغاز کردم و این مسئولیت تا سال ۱۳۸۵ ادامه داشت.
از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ نیز در هفتهنامه تاک قزوین سردبیر ـ البته تمامالاختیار ـ بودم و بیش از ۲۰۰ شماره نشریه منتشر کردم. از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ نیز در پایگاههای خبری صبح قزوین، شهر مینو و شاخصنیوز مسئولیت داشتم و از سال ۱۳۹۵ تاکنون نیز در نشریه نسیم قزوین فعالیت میکنم.
صبح وطن: بزرگترین مشکل امروز مطبوعات چیست و برای برونرفت از آن چه باید کرد؟
مطبوعات در ایران قدمت زیادی دارد. نخستین نشریه کاغذی در سال ۱۲۱۵ خورشیدی منتشر شد و از زمان ناصرالدینشاه و به همت امیرکبیر، مطبوعات در ایران جایگاه ویژهای پیدا کردند. امروز بیش از ۱۸۰ سال از عمر مطبوعات ایران میگذرد.
مطبوعات در همه دورانها نقش ممتازی داشته و بهعنوان چراغ راه هدایت مردم، از مشروطه گرفته تا جمهوری اسلامی ایران، نقشی اساسی ایفا کردهاند؛ اما با پیدایش ابزارهای نوین اطلاعرسانی، متأسفانه فعالیتهای خبری و تحلیلی از انحصار اشخاص خارج شد و در ادامه مسیر نیز با دولتی شدن رسانهها، از رسالت اصلی خود فاصله گرفتند.
بزرگترین مشکل امروز مطبوعات و رسانهها، بیتوجه ای متولیان فرهنگی و رقابت نابرابر رسانههای دولتی با بخش خصوصی است.
صبح وطن: مهمترین دغدغه شما در عرصه رسانه چه بوده است؟ آیا اهداف حزبی یا سیاسی داشتهاید؟
بزرگترین دغدغه من این بوده که رسانه، فرصتی برای تبدیل شدن به زبان مردم است. از ابتدا اعتقاد داشتهام که همه لوازم رسانه، از قلم، دوربین، کاغذ، تصویر و صدا، به مثابه نورافکنهایی هستند که با تابیدن در دخمهها و دالانهای تیره و تاریک جامعه، باعث زدودن لکههای سیاه و ناپاکیها میشوند. بزرگترین دغدغه من این است که مطبوعات و رسانه باید نتیجهمحور باشند و فعالیت آنها اثرگذار و منشأ خیر و اصلاح امور در جامعه شود.
این رویه اعتقادی من در این حوزه بوده و در فعالیت ما هنگامی که منتخب اولین و دومین دوره شورای مرکزی خانه مطبوعات استان شدیم نیز بروز داشته است؛ به شکلی که در کنار پیگیری امور صنفی، تقریبا در خصوص همه موضوعات و چالش های اجتماعی و سیاسی استانی و ملی، موضع، بیانیه و نطق پیش از دستور داشتیم و مواضع خانه مطبوعات که سلایق متفاوتی هم در آن وجود داشت، در نظام تصمیمسازی استان کاملا مؤثر بود و با بیم و امید توسط گروه های ذینفع دنبال می شد.
من در همه آن دوران سعی کردم که فقط منافع مردم را لحاظ کنم و در مدار حق و عدالت سخن بگویم.

صبح وطن: روند فعالیت رسانههای استان از نظر کمی و کیفی و ساختار از گذشته تاکنون چگونه بوده است؟
رسانههای استان در گذشته، علیرغم محدود بودن از نظر کمی، تأثیرات کیفی بیشتری داشتند. نویسندگان زیادی در مطبوعات حضور داشتند که با نوشتن و مطالبهگری، تأثیرات اجتماعی فراوانی ایجاد میکردند و فعالیتهای مطبوعاتی آنها خطدهنده جامعه بود و مسئولان از آنها حساب میبردند.
در حوزه صنفی نیز ما پیشگام بودیم و خانه مطبوعات استان جزو اولین های کشور بود و البته ریاست خانه مطبوعات کل کشور نیز در اختیار روزنامه نگاران قزوینی قرار داشت.
الان از منظر کیفی متأسفانه رسانهها خبرمحور شدهاند و کمتر به تحلیل و بررسی میپردازند و از نظر کیفی نیز خبرنگاران فقط به رویدادها میپردازند و بر مبنای تعداد خبر، حقالزحمه دریافت میکنند.
صبح وطن: با توجه به پیشرفتهای تکنولوژی در عرصه ارتباطات، فعالیت رسانهای در گذشته بهتر بود یا امروز؟
علیرغم توسعه دیتایی و ایجاد بسترهای سهل و آسان برای انتشار خبر، روزنامهنگاری دچار ورشکستگی و بیماری مزمن شده است. افزایش هزینههای چاپ و انتشار، خبرنگاران را به سمت ایجاد پایگاههای خبری سوق داده و افزایش این پایگاهها باعث شده که خبرنگار، بعد از انتشار خبر، در دکان بیمشتری تازه باید زحمت بکشد و خبر تولیدی خود را در کانالهای خبری و پیامرسانهای مختلف منتشر کند تا صاحب خبر مطلع شود.
در گذشته، یک روزنامه یا هفتهنامه میتوانست به یک جریان سیاسی خط بدهد و خواب را از چشمان مسئولان و مدیران استان بگیرد.
بنده اعتقاد دارم که رسانهها با بحران مخاطب روبهرو هستند و با افزایش کسبوکارهای مجازی، افزایش مطالب گوناگون در پیامرسانهای مختلف و وجود شبکههای ماهوارهای قوی، فرصت از پایگاههای خبری گرفته شده و در این میدان رقابت نابرابر، رسانهها مخاطبان خود را از دست خواهند داد.
از طرفی، دولتی شدن خبرگزاریها و روزنامههای دولتی باعث شده که رسانهها کمتر به نقد حاکمیت بپردازند و همین موضوع موجب بیاعتمادی مردم نسبت به آنها شده است.

صبح وطن: رسانه در استان قزوین چه جایگاهی دارد؟ آیا رسانهها همچنان گفتمانساز هستند؟
استان قزوین از گذشتههای دور، از مشروطه تاکنون، زادگاه اندیشههای مختلف بوده و در گذشته دارای نویسندگان برجسته و روزنامهنگاران شجاعی بوده است. از فعالان مطبوعاتی دهه هفتاد، امروز شاید به تعداد انگشتان یک دست هم باقی نمانده باشند و شرایط امروز، اصلاً قابل مقایسه با گذشته نیست.
گفتمانسازی در گذشته بیشتر بود و رسانهها با اهداف سیاسی و اجتماعی، موضوعات و گفتمانهای مختلف را دنبال میکردند.
الان متأسفانه همانطور که عرض کردم، رسانهها بیشتر دولتی شدهاند و گفتمان، همان گفتمان حاکمیتپسند است و خبرنگار بابت تولید خبر دارد حقوق میگیرد!
وقتی دولت در ۳۰ استان مرکز خبرگزاری داشته باشد یا فلان وزارتخانه، خبرگزاری و روزنامه داشته باشد یا فلان نهاد علاوه بر خبرگزاری، روزنامه و پایگاههای متعدد خبری داشته باشد، چه گفتمانی از سوی آنها شکل خواهد گرفت؟ مگر گفتمان گل و بلبل!
گفتمانی که رسالت اصلی را به دنبال داشته باشد، گفتمان نقد برای اصلاح است. در گذشته، بخش خصوصی توان رقابت با رسانههای دولتی را داشت، اما امروز دیگر چنین توانی ندارد و به همین دلیل، مخاطبان خود را از دست دادهاند.
امروز حتی خبرگزاریها، اخبار خود را در کانالهای خبری پیامرسانها بازنشر میدهند تا بیشتر دیده شوند و شهروندخبرنگارها و بلاگرها با تهیه مطالب فان و خبرهای یکخطی، گوی سبقت را از خبرنگاران واقعی ربودهاند.
صبح وطن: در شرایط کنونی، رسالت رسانه چیست و چه نقشی میتواند ایفا کند؟
رسالت رسانه، همان رسالت اصلی و ذاتی آن، روشنگری است؛ اما ابزارها تغییر کردهاند. باید بررسی شود که چرا در کشورهای توسعهیافتهای مانند ژاپن، انگلستان و حتی آمریکا، تیراژ روزنامهها بین چهار تا ۲۰ میلیون نسخه است؛ در حالی که آنها نیز علاوه بر پیامرسانها، خبرگزاریهای متعدد الکترونیکی و شبکههای ماهوارهای دارند.
علت مخاطبگریزی در ایران باید بررسی شود. متأسفانه در ایران، بهجای تقویت بنیه مالی رسانهها و بالا بردن ظرفیت علمی و تحلیلی روزنامهنگاران، آنها را با مضیقههای مالی و قانونی از میدان بیرون کردهاند و حاکمیت، بهجای گوش، تبدیل به دهان شده است. در صورتی که رسانه باید گوش حاکمیت باشد نه زبان آن.
باید با اصلاحات اساسی و نگرشهای بنیادین، مشکلات رسانهها و بهویژه مطبوعات مکتوب حل و فصل شود.
صبح وطن: مطالبهگری چیست و چگونه باید انجام شود تا اثرگذار باشد؟
رسالت اصلی اصحاب رسانه، روشنگری و بیان خواستههای مردم است و در این مسیر باید میان مطالبهگری و امتیازگیری تمایز قائل شویم. در مطالبهگری، باید همه ابعاد یک معضل و مشکل بررسی شود و علاوه بر بیان مشکل، راهکارهای برونرفت نیز ارائه شود. مهمتر از همه، پیگیری مداوم است که باعث اصلاح امور و تحقق یک مطالبه خواهد شد.
صبح وطن: آینده روزنامهنگاری را چگونه میبینید؟ آیا هنوز باید روزنامهها منتشر شوند؟
با وجود پیدایش ابزارهای نوین ارتباطی و تغییر ذائقه مردم، به نظر میرسد رسانههای مکتوب که بخشی از تاریخ این کشور هستند، کمکم جای خود را به سایتها و پایگاههای خبری خواهند داد. اما بنده معتقدم سناریونویسان و برنامهریزان «کوچ رسانهای» با آگاهی دارند به تاریخ خیانت میکنند؛ زیرا با انتقال همه داشتهها و تولیدات به بستر الکترونیک و در اختیار گرفتن دیتاهای ذخیرهشده نزد خود، میتوانند دادهها را نابود و تاریخ را جعل کنند و این موضوع، بزرگترین خیانت است.
اگر تاریخ در گذشته توانسته برخی رویدادها را ماندگار کند، حاصل زحمات اهل خرد و اندیشه بوده و مطبوعات و روزنامهها، بخش اصلی ثبت و مستندسازی تاریخ بودهاند. به دیتاسازی بیگانگان و ذخیره محتوا در بسترهای اینترنت و فضای مجازی هیچ اعتمادی نیست و شاید همهچیز روزی نابود شود؛ اما روزنامهنگاری مکتوب در همه عصرها قابل استناد است و بخشی از تاریخ بهشمار میرود.
صبح وطن: روزنامهنگاران گذشته چه ویژگیهایی داشتند؟
در سالهای گذشته، افرادی مانند حسن شکیبزاده، مرحوم نقی افشاری، سیدعبدالعظیم موسوی، رحیم سرکار، مجید بالدران، سیدحمید حسینی، عطاالله رفیعی آتانی و جلال(محمدکریم) کاظمپور، علاوه بر فعالیت مطبوعاتی، به آموزش نیز اهمیت میدادند و شاگردانی تربیت کردند که امروز جزو برترینها هستند.
در گذشته دوره های آموزشی روزنامه نگاری معمولا در همان معدود رسانه های مکتوب استان و به شکل محدود برگزار می شد و یادم است که در دوره مدیریت جلال در باشگاه خبرنگاران جوان صدا و سیما این روند با فراخوان های عمومی و جذابیتی که باشگاه خبرنگاران برای جوانان و نوجوانان داشت توسعه و رونق چشمگیری پیدا کرد و هرفصل چندین دوره روزنامه نگاری و ابزار رسانه در سطوح مختلف با تعداد زیادی هنرجو برگزار می شد.
هرچند سختی کار در مطبوعات باعث شد که نسل جدید تربیتیافته این بزرگان یا از کشور کوچ کنند یا به مشاغل دیگر روی آورند. در حال حاضر نیز برخی خبرنگاران برجسته استان قزوین، تربیتیافتگان همان افراد هستند.
صبح وطن: اگر بخواهید چند قلم توانمند را نام ببرید، از چه کسانی یاد میکنید؟
در طنز و یادداشت، سیدعبدالعظیم موسوی؛ در نقد، رحیم سرکار و سیدحمید حسینی؛ در قصهپردازی، بخشی بینیاز؛ در نوآوری و چیدمان کلمات (زیبانویسی)، امید مافی؛ در مصاحبه، محمدرضا رجاییپور؛ و در گزارشنویسی و حوادث، محمدحسن سلیمانی را از افراد برتر میدانم. البته این بدان معنا نیست که دیگران توانمند نیستند. آرش شایستهنیا، روحالله اصلیبیگی، خانم رکسانا رضایی و ولی حیدرزاده نیز از ظرفیتهای رسانهای استان هستند.
صبح وطن- سخن پایانی؟
به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر متولیان فرهنگی توصیه میکنم که نگذارند مطبوعات و رسانههای مکتوب به محاق بروند. اگر این اتفاق بیفتد، جامعه و تاریخ بدون محتوا خواهد بود.
به خبرنگاران نیز توصیه میکنم از ظرفیت قلم خوب استفاده کنند و قلم را به هیچ قیمتی نفروشند. تیترفروشی، تملق و غیرواقعنویسی آفت رسانه است و هرگز به خاطر سرعت، دقت و صداقت را فدای سرعت نکنند.
از شما و روزنامه صبح وطن نیز بابت انجام این گفتوگو سپاسگزارم.
جمعبندی خبرنگار
گفتوگوی حاضر، تنها مرور خاطرات یک روزنامهنگار پیشکسوت نیست؛ بلکه روایتی صریح از دغدغههای اهل رسانه در روزگاری است که سرعت، جای عمق و کمیت، جای کیفیت را گرفته است.
امیرعلی رضایی با تأکید بر استقلال رسانه، نقد برای اصلاح و حفظ حافظه تاریخی جامعه، بر این باور است که آینده روزنامهنگاری، بدون حفظ اصالت قلم و اعتماد مخاطب، آیندهای روشن نخواهد بود. شاید مهمترین بخش این گفتوگو، همان توصیه پایانی او به خبرنگاران باشد: قلم را به هیچ قیمتی نفروشید!