یادداشت مدیرمسئول
در جهان امروز، حکمرانی بیش از آنکه در اتاقهای جلسات و پشت میزهای مدیریتی معنا پیدا کند، در کیفیت ارتباط آن با مردم تعریف میشود. اگر روزگاری روابط عمومی صرفاً وظیفه انتشار اخبار و تنظیم تشریفات اداری را بر عهده داشت، امروز به یکی از مهمترین ارکان حکمرانی خوب و تولید سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. دولتها و مدیران، پیش از آنکه نیازمند سخنگو باشند، به «راویان خوب» و «شنوندگان حرفهای» نیاز دارند؛ کسانی که زبان مردم را بشناسند و بتوانند میان جامعه، دولت و حاکمیت پلی از اعتماد و گفتوگو ایجاد کنند.
شاید یکی از مهمترین چالشهای ساختارهای مدیریتی در کشور، فاصله میان زبان حکمرانی و زبان جامعه باشد. بسیاری از سیاستها و تصمیمات، نه به دلیل ضعف در اجرا، بلکه به دلیل ضعف در تبیین، روایت و گفتوگو با افکار عمومی، آنگونه که باید مورد پذیرش و همراهی مردم قرار نمیگیرند. در چنین شرایطی، روابط عمومی دیگر یک جایگاه اداری نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند حکمرانی و مدیریت سرمایه اجتماعی محسوب میشود.
از همین منظر، مدیریت محمدحسن ارداقیان در جایگاه مدیرکل روابط عمومی، تشریفات و امور بینالملل استانداری قزوین را میتوان فراتر از یک انتصاب مدیریتی معمول ارزیابی کرد؛ انتخابی که در میان انتصابهای سالهای اخیر، از منظر تخصصی بودن و تناسب میان پیشینه حرفهای و مأموریت سازمانی، قابل تأمل و امیدوارکننده است.
پرسش اساسی آن است که یک شاعر، ادیب و رسانهای چه نسبتی با مدیریت روابط عمومی عالیترین نهاد اجرایی استان دارد؟
پاسخ این پرسش را باید در ماهیت روابط عمومی جستوجو کرد. روابط عمومی، پیش از آنکه علم انتقال پیام باشد، هنر فهم مخاطب است. مدیری که سالها با واژهها زندگی کرده، ادبیات را آموخته، در حوزه شعر و ترانه قلم زده، رسانه را تجربه کرده و مسئولیت روابط عمومی یکی از مهمترین دستگاههای اجرایی استان را بر عهده داشته است، به خوبی میداند که مؤثرترین ارتباطات، نه با زبان دستور و بخشنامه، بلکه با زبان اقناع، گفتوگو و فهم متقابل شکل میگیرد.
محمدحسن ارداقیان از چهرههای شناختهشده فرهنگ و رسانه استان قزوین است. دانشآموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، شاعر و ترانهسرا، عضو شورای شعر و موسیقی صداوسیمای مرکز قزوین و مدیر پیشین روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی استان، مجموعهای از تجربیات فرهنگی، رسانهای و مدیریتی را در کارنامه خود دارد؛ تجربیاتی که امروز در یکی از حساسترین و تخصصیترین جایگاههای ارتباطی استان به کار گرفته شده است.
شاید کمتر بتوان جایگاهی در ساختار مدیریتی استان یافت که به اندازه روابط عمومی استانداری، نیازمند شناخت همزمان جامعه، رسانه، فرهنگ و مناسبات حکمرانی باشد. روابط عمومی استانداری، ویترین خبری دولت در استان نیست؛ بلکه اتاق فکر ارتباطات مدیریت ارشد استان است. نهادی که باید هم مطالبات جامعه را بشنود، هم سیاستهای دولت را به درستی تبیین کند و هم با بهرهگیری از ظرفیت رسانهها، سرمایه اجتماعی را تقویت نماید.
در این میان، هنر و ادبیات نقشی فراتر از یک پیشینه فرهنگی ایفا میکنند. ادبیات، هنر شناخت انسان است و شعر، زبان احساس و همدلی. مدیری که با این زبان آشناست، بهتر از هر کس دیگری میداند که اعتماد عمومی با بخشنامه تولید نمیشود و سرمایه اجتماعی، محصول ارتباطی دوسویه و صادقانه میان مردم و حاکمیت است. تجربههای موفق روابط عمومی در جهان نیز نشان میدهد که مهمترین سرمایه مدیران ارتباطات، نه صرفاً دانش فنی رسانه، بلکه قدرت روایتگری، توانایی اقناع افکار عمومی و مهارت گفتوگو با جامعه است. به همین دلیل، علوم انسانی و هنر در سالهای اخیر به یکی از ارکان اصلی نظامهای نوین ارتباطات و حکمرانی تبدیل شدهاند.
مدیریت جدید روابط عمومی استانداری قزوین، از زاویهای دیگر نیز حائز اهمیت است. این انتخاب، فرصتی ارزشمند برای جامعه رسانهای استان محسوب میشود. حضور مدیری برخاسته از بطن فرهنگ، ادبیات و رسانه میتواند زمینهساز شکلگیری ارتباطی حرفهایتر و مؤثرتر میان رسانهها و مدیریت ارشد استان باشد. تقویت نهاد رسانه، افزایش دسترسی به اطلاعات، گفتوگوی سازنده با خبرنگاران و بهرهگیری از ظرفیت رسانههای محلی در تبیین مسائل استان، از جمله ظرفیتهایی است که میتواند در سایه چنین رویکردی تحقق یابد.
واقعیت آن است که روابط عمومی استانداری، اگر به معنای واقعی کلمه «روابط عمومی» باشد، باید مهمترین حلقه اتصال مردم و حاکمیت در استان تلقی شود؛ حلقهای که مأموریت آن نه صرفاً انتقال اخبار، بلکه ایجاد اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی و تسهیل گفتوگوی میان دولت و جامعه است .امروز بیش از هر زمان دیگری، حکمرانی به زبان هنر نیاز دارد؛ زبانی که بتواند مردم را بشنود، دولت را روایت کند و میان این دو، پلی از اعتماد و همدلی بسازد.
شاید بتوان گفت یکی از تخصصیترین ویژگیهای مدیریت محمدحسن ارداقیان در این جایگاه، همین پیوند میان هنر، رسانه و روابط عمومی است؛ پیوندی که اگر به درستی مورد توجه و حمایت قرار گیرد، میتواند الگویی موفق از نقش فرهنگ و ادبیات در ارتقای کیفیت حکمرانی و ارتباطات عمومی در سطح استان باشد.
در نهایت، روابط عمومی موفق، آن نیست که بیشترین خبر را منتشر کند؛ بلکه آن است که بیشترین اعتماد را بسازد. و اعتماد، بیش از هر چیز، محصول فهم انسان، هنر گفتوگو و قدرت روایت است. گاهی بهترین مدیران ارتباطات، کسانی هستند که پیش از ورود به ساختمانهای اداری، سالها در جهان واژهها، شعر، رسانه و فرهنگ زیستهاند؛ چرا که حکمرانی، پیش از آنکه هنر مدیریت باشد، هنر ارتباط است.
محمدکریم کاظمپور